قصه های بیمارستان ۴
اول که رسیذیم پیش دکتر. از ارنواز می پرسه خوبی؟ ارنواز میگه نه، ببین این انگشتمو لاکش رفته
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی
قصه های بیمارستان ۴
نظرات (0)