مالک رژ لب
مامانی دو تا رژ لب داره و ارنواز چهار تا. ارنواز اما رژ لب مامانش را بر می داره و البته خرابشون هم کرده. حالا مامانی و ارنواز درگیر یک بحث خیلی گرم شده اند.
اتفاق اول:
ارنواز مامانش را تهدید می کنه که به پلیس میگه، به باباش هم میگه که دیگه واسه مامانی رژلب نخره
اتفاق دوم:
مامانی میگه: ارنواز تو چهار تا رژ داری ولی من فقط دو تا دارم
ارنواز میگه: خب دو تا داری دیگه
مامانی میگه: ولی تو چهار تا داری
ارنواز ولی میگه: خب تو هم دو تا داری
مامانی میگه: ولی چهار تا از دو تا بیشتره
ارنواز میگه: خب من هم همین رو میگم!
اتفاق سوم:
مامانی و ارنواز سرانجام به یک توافق نسبی می رسند. ارنواز قرار میشه رژ لب ها را بشمره ولی حالا که به ضرر ارنواز میشه شمردن یادش میره!
اتفاق چهارم:
مامانی تسلیم میشه و با ناراحتی میگه: خیلی خب رژ لب های من هم واسه تو.
ارنواز چی میگه؟
میگه: خب من هم همین را میگم!
فکر می کنید این مباحثه تا تسلیم مامانی چه مدت به طول انجامید؟


مالک رژ لب
