شب
ارنواز مداد رنگی هاش را آورده که بابایی اونها را بهش بفروشه ولی بابایی یا همان آقای فروشنده شرط گذاشته که خانوم خریدار باید اسم رنگ ها را بدونه و فقط اونهایی را میفروشه که اسمش را خریدار درست بگه.
ارنواز با کمک باباییش همه را درست میگه به جز سیاه که اسمش یادش نمیاد. اینه که بعد از یه خورده فکر کردن میگه اسمش شبه.
حالا شما اگر جای آقای فروشنده بودید مداد سیاه را بهش میفروختید یا نه؟
من که فروختم!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب
