ارنوازارنواز، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

داستان‌هاي عمه پسند

دختر ایتالیایی

ارنواز رفته دمپایی بخره. خانوم فروشنده به موهای بورش نگاه می کنه و میگه: وای چه خوشگل، تو شبیه دختر اسپانیایی ها هستی ارنواز میگه: نه من دختر اسپانیایی نیستم. من دختر ایتالیایی هستم
18 مرداد 1393

تشکر نکردن

ارنواز نوبتش را داده تا یک دختر دیگه روی الاکلنگ سوار بشه. دختر که سوار میشه، ارنواز میگه: بابا یه چیز در گوشت بگم؟ - بگو باباجون - پس چرا این دختره بهم نگفت متشکرم؟
18 مرداد 1393

اسکیت سواری

ارنواز خانوم چیزی را که بخواهد یاد بگیره، سر سی ثانیه یاد می گیره و البته برعکسش هم صادقه. از اونطرف خدا نکنه که نخواد چیزی را یاد بگیره اینجوری خدا هم نمی تونه کاریش بکنه. حالا این قصه اسکیتشه که روز اول تو پارک قیطریه راه افتاد وسط پیست و مربیش که اسمش یاسین بود گفت این را معمولا بچه ها تو سه جلسه یاد می گیرند نه در جلسه اول
22 تير 1393

برج میلاد

حالا شما فکر می کنید که ایتالیا برج میلاد یا چیزی شبیه به اون داره؟ ما که چیزی یادمون نمیاد اما ارنواز مثل اینکه یه چیزهایی یادش میاد. البته اگه اسم برج میلان باشه نه میلاد!!!
21 تير 1393

شوخی

مامان کیارا زنگ زده به مامان و تولدش را تبریک گفته. مامان هم خوشحال میشه و تشکر می کنه ولی در ضمن هم میگه که تولدش امروز نیست. ارنواز که متوجه شده، می پره کله مامان که بهش نگو که تولدت نیست. تهش مشخص شده که ارنواز خانوم خواسته با کیارا شوخی کنه و واسه همین الکی به کیارا گفته که امروز تولد مامانم هست. بعد از تلفن هم گیر داده که دلش درد می کنه و فردا مدرسه نمیره مگه اینکه مامانی بیاد و با کیارا صحبت کنه که ارنواز شوخی کرده با تو چون تو هم باهاش شوخی می کنی
11 تير 1393

جام جهانی

حالا اینکه می گویند تب جام جهانی فراگیره، خیلی هم به نظر می رسه که پربیراه نیست. نمونه اش ارنواز خانوم که نشسته و در مسابقه ایتالیا و اروگوئه در جام جهانی. ایران را تشویق کرده!!!!
9 تير 1393